ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

234

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

فرزندى خردسال داشت . پس از كشته شدن او ، خوارزمشاه ، اين پسر خردسال را ، براى رعايت حق پدرش ، به وزارت گماشت . به او گفتند كه از وزارت استعفا بدهد . او نيز براى سلطان پيام فرستاد و گفت : « من پسرى خردسال هستم كه شايستگى اين مقام بزرگ را ندارم . بهتر است كه سلطان كسى را بدين كار گمارد كه شايسته باشد ، تا من بزرگ شوم . آن وقت اگر من شايستگى اين كار را داشتم ، در اختيار سلطان خواهم بود . » خوارزمشاه پاسخ داد : « تو را از اين كار معاف نمىكنم . من وزير تو هستم . در كارها به من رجوع كن و از من دستور بگير . بدين ترتيب هيچيك از كارهاى وزارت متوقف نمىماند . » اين رفتار علاء الدين تكش بسيار مورد پسند مردم واقع شد ولى آن پسر عمر درازى نداشت و اندكى پيش از مرگ خوارزمشاه درگذشت . در اين سال ، ربيع الاول ، شيخنا ابو الفرج عبد المنعم بن عبد الوهاب بن كليب حرانى مقيم بغداد ، از جهان رفت در حالى كه نود و شش سال و دو ماه از عمرش مىگذشت . در روايت حديث قابل اعتماد و موثق بود و حديث را به نحوى عالى اسناد مىكرد .